![]() |
![]() |
|
| Δε φεύγω αν δε φύγουμε μαζί |
|
الان میخوام انرژی منفی پخش کنم و نق بزنم، بعدا نگید نگفتی! این پست سراسر هضیانهای یک تبدار میباشد بنابراین خیلی اگر بیکارید بخوانید و حالشو ببرید! Hummm... how can I describe my situation elaborately??? Hum... Aha it is unbearable but still the best term that might express the situation utterly might be WHAT THE BEEP! Having an abstract to finish, studying various topics of GRE subjects - some of them previously encountered 3 years ago!- and of-course a Toefl exam to participate in and also an upcoming midterm exam, in less than 3 weeks, now I am totally screwed by catching a flu! Come on god stop your pranks! I know you may need some fun but seriously bro, my president is akhmakhinejad and you might consider that enough for the whole iranian people! Dude! I think you are breaking the bro-code and way out of line this time! Although buddy thanks for the sexy voice! But I am shivering so hard that I can just use my voice in the nuances! (still it seems my brother is not a fan! though!)! And you know what, The problem is having a damn fever my mind can't stop thinking about bosonic trajectories! With my eyes burning I am thinking about separability of the damn particles and photons! Can I write them as a multiplication of a Gaussian wave packet and a circularly polarized photon! And If so it seems it is easier for using some potentials and split them up! (It's hard to shake from cold and burn in the same time (well I guess I've heard the story once...hum aha Ibrahim!)! Ok Invincible jan help!!!! Some one is not enjoying your practical prank dude! it's not funny and Lord STOP THE MADNESS!!!!! |
|
+ نوشته شده در
2009/10/26ساعت 20:58 توسط شبیر |
|
|
دانشمندان موفق شدند RNA را در سوپ اولیه تولید کنند و بدین طریق واکنشهای شیمیایی خاستگاه حیات را کشف کنند!
(آن هم در رنسلر!) http://www.sciencenews.org/view/generic/id/43723/title/How_RNA_got_started |
|
+ نوشته شده در
2009/5/14ساعت 6:39 توسط شبیر |
|
|
133 سال پیش در 10 مارس اولین تماس تلفنی بین گراهام بل و دستیارش واتسون برقرار شد.
اما بحثهایی وجود دارد که آیا بل در واقع تنها کسی است که حق بر سر گذاشتن تاج شهرت را دارد یا خیر؟ بل در 14 فوریه (ولنتاین مبارک!) آن سال مدارک مربوط به ثبت این اختراع را پر کرد- کمی قبل یا بعد از آنکه جدیترین رقیبش الیشا گر ٍی فرمهایش را پر کرد. گراهام بل امتیازنامهی انحصاری را بدست آورد و گری در گمنامی مرد... * اخیرا مطالبی خواندم در مورد اینکه کپی رایت چیز خوبی نیست و به نظر میرسه که جلوی پیشرفت جهان رو گرفته.... جالبه برام! |
|
+ نوشته شده در
2009/3/11ساعت 13:12 توسط شبیر |
|
|
هموگلوبین که توسط پروتز به نام شش مولکولی نامگذاری شد، زیستشناسی مولکولی را به سوی پیشرفتهای عظیمی در نیمهی دوم قرن بیستم هدایت کرد و برای پروتز جایزهی نوبل شیمی سال 1962 را به ارمغان آورد. چیزی که پروتز در 19 سالگی زمانی که هنوز دانشجوی شیمی بود در نامهای به دوستدخترش در وین، پیشبینی کرده بود! |
|
+ نوشته شده در
2009/1/20ساعت 21:4 توسط شبیر |
|
|
I guess non of my dear readers may believe that such a simple sentence is one of the most influential sentences, ever said, in one of the most intricate fields of science (Cognitive Science). Well, I guess a reader who is not familiar with this field has 2 question marks in his/her mind (or maybe brain?!). The first question would be what is cognitive science! According to Wikipedia, "Cognitive science may be concisely defined as the study of the nature of intelligence." Another definition, made by William Willford, is that Cognitive science is the interdisciplinary study which attempts to further our understanding of the nature of thought! Obliterating the first question mark now we can get to the next question mark! What does the whole bat thing have to do with cognitive science! Be a little patient, we will get to that soon. Among 10 unsolved questions in science, published by Discover Journal, there exists the old but still unsolved fundamental question of "what is consciousness?" What is your answer to this question? |
|
+ نوشته شده در
2008/12/24ساعت 22:4 توسط شبیر |
|
|
What is it like to be a bat? Would you write how you feel about this sentence or what do you think about? Anything related is accepted! P.S: Persian comments are acceptable! |
|
+ نوشته شده در
2008/12/24ساعت 21:47 توسط شبیر |
|
|
بازار نوبل داغ است. به این بهانه فکر کردم بد نیست کمی اطلاعات
خوشمزه در این زمینه به اشتراک بگذارم: منبع من در این نوشته سایت رسمی جایزه نوبل است: تا پیش از سال 2008، 803 جایزه نوبل داده شده
است که 783 جایزه را اشخاص و 20 جایزه را موسسات بردهاند. فقط 35 جایزه را زنان و 748 جایزه را مردان
بردهاند! جوانترین برنده جایزه نوبل، لاورنس براگ بوده که در 25 سالگی به همراه پدرش برنده این
جایزه میشود. لنوید هویتز پیرترین برنده این جایزه است که در سال 2007 نوبل اقتصاد برد و در
آن هنگام 90 ساله بود. تنها دو نفر هستند که از پذیرش جایزه سر باز
زدهاند: اولی ژان پل سارتر است که اصولا از پذیرش هر
جایزه و مقام رسمیای دوری میجست. و دومی لدوک تو ویتنامی است که در سال 1973 به
همراه هنری کیسینجر برنده جایزه صلح نوبل به خاطر مذاکرات صلح ویتنام شد او اعلام
کرد به دلیل شرایط داخلی ویتنام در جایگاهی نیست که این جایزه را قبول کنند. 4 نفر هستند که به زور حکومت مجبور به امتناع
از پذیرش جایزه شدند. ریچارد کوهن، آدولف بوتینانت و گرهارد دوماگ
آلمانی هر سه از پذیرش جایزه توسط هیتلر منع شدند. البته به هر سه نفر دیپلم داده
شد اما خبری از مبلغ جایزه نشد! و آخرین نفر بوریس پاسترناک روسی است که در سال
1958 برنده جایزه ادبی نوبل شد اما توسط اتحاد جماهیر شوروی از گرفتن جایزه محروم
شد! کسانی که چندین جایزه نوبل بردند: صلیب سرخ جهانی سه بار برنده جایزه نوبل شده
است، به علاوه اینکه در سال 1901 رییس آن سازمان هنری دونان نیز برندهی این
جایزه شده است! لینوس پاولینگ- که آدرس این بلاگ هم برگرفته از
نام او و به احترام اوست، تنها کسی است که به تنهایی دو بار برده جایزه نوبل شده
که یکبار نوبل شیمی را در سال 54 و بار دیگر هم در سال 62 نوبل صلح را بدست آورد. جی. باردین در سالهای 56 و 72 نوبل فیزیک را
برد. ماری کوری در 1903 در فیزیک و 1911 در شیمی موفق
به اخذ این جایزهی ارزشمند شد. سانژر هم در سالهای 58 و 80 دو بار در شیمی
برنده جایزه نوبل شد.
خانوادههایی که نوبل بردهاند: در این زمینه به وضوح خانوادهی کوری پیشتاز هستند: زوجها:
مادر- دختر: پدر دختر: پدر- پسر: برادران: منبع: |
||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
2008/10/12ساعت 11:26 توسط شبیر |
|
|
*فیزیک با رویدادهای واقعی سروکار دارد و هدف آن کشف قوانینی است که این رویدادها از آن تبعیت میکند.
*اشتباه فیزیک کلاسیک نه در اصول و مبنای تئوری، بلکه در این حقیقت نهفته است که اشکال تئوری به علت وجود فرضهایی است که در ساختار آن بکار رفته است وبیشک حذف آنها در ارتقا و پیشرفت تئوری بسیار مفید خواهد بود! فلسفه فیزیک نوشته ماکس پلانک
به گمانم بند دوم را می توان به سادگی به کل زندگی هم تعمیم داد... اشکال نظریه هایی که در زندگی می پردازیم به احتمال زیاد به علت وجود فرض هاییست که وارد زندگی کرده ایم و با آن فرض ها خودرا از حقیقت دور می کنیم... کسی چند نمونه از این فرضهای غلط داره؟ |
|
+ نوشته شده در
2008/3/1ساعت 5:42 توسط شبیر |
|
|
بسیاری از بحثهای علمی ناشی از این حقیقت است که طرفین بدون بیان روشن اختلافشان، هر کدام از اصول متفاوت طبقهبندی برای ترتیب دادن به بحثشان استفاده کردهاند. به ناچار هرگونه طبقهبندی که تحت تاثیر عامل متغیر شخصی قرار گیرد، باطل و نهایتا منجر به داوری یک جانبه خواهد شد. همین که اصول متفاوت طبقهبندی انتخاب شد، نظامهای مختلف نیز ظاهر میشوند. در یک بررسی دقیق میتوان پی برد که این طبقهبندیها همه ناکافی و ناقص است. آن هم به این دلیل ساده که هر نوع طبقهبندی الزاما موضوعات همریشه و بسیار نزدیک به هم را از هم جدا میسازد، بیابراین هر علمی یک نوع گرایش متغیر در خود دارد و لذا "زودگذری" در بنیاد ساختارش وجود دارد، از آنجا که این عیب در طبیعت علم ریشه دارد هرگز نمیتوان آن را از بین برد. اولین و مشخصترین نظام طبقهبندی ما در فیزیک برپایه حواس بود. اما پس از گذشت زمان دریافتیم که این موضوعات ظاهرا مختلف با یکدیگر ارتباط نزدیکی دارند و به راحتتر است که با کنار گذاشتن حواس و با تمرکز بر روی رویدادهای خارح از حواس پایهگذاری کرد....
برگرفته از کتاب فلسفه فیزیک نوشته ی دانش پیشه ی بزرگ ماکس پلانک
|
|
+ نوشته شده در
2008/2/29ساعت 13:19 توسط شبیر |
|
|
میشود ماشینی ساخت که از نور فرار کند.
با دانش امروز میشود به همان سادگی ماشینی ساخت که نور را تعقیب کند و به سمتش متمایل باشد.... حالا روابط زیادی را بدین گونه میتوانید ببینید... حالا اگر ماشینی خود نورانی باشد رفتارهای این جامعه در قبال او چگونه است؟ خود ماشین چگونه رفتار خواهد کرد؟ |
|
+ نوشته شده در
2008/1/26ساعت 20:52 توسط شبیر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
موسیقی:
I'll be home for christmas From: Noel By: Josh Groban To: My homesickness |
|
RSS
|