![]() |
![]() |
|
| Δε φεύγω αν δε φύγουμε μαζί |
|
گاهی در ابتدای راه میترسیم...
گاهی در میانهی راه میلغزیم و گاهی در انتهای راه شک میکنیم.... مهم است که راهرو باشیم، مهم است که رهروی آگاه باشیم... هر چه کنیم احتمالا راهی برای تردید هست یا در ابتدا یا در میانه و حتی در انتها. مهم است که بتوانیم مقابل آینه بایستیم و لبخندی بزنیم و خودمان بتوانیم رضایتمان را ببینیم.... شاید اساسا دلیل این پدیدهی تردید کردنمان این باشد که طبیعتمان همیشه اینگونه بوده.... داروینی که نگاه کنیم میبینیم موجودات (احتمالا به طور تصادفی) راهی را برگزیدهاند که به گمانشان درست بوده و راهحل بقا ولی میبینیم و میدانیم که همه نماندهاند.... من دوست دارم این زندگی را همان صحنهی یکتای هنرمندی خود بدانم.... خلاصهاش اینکه بالاخره امروز زیرش فرمی را امضا کردم که کمی بالاترش نوشته بود: کوانتوم بیولوژی... این آغاز راه است... امروز روزی است که دست تکان دادم برای تمام تردیدهایی که داشتم و دل سپردم به این دریا... میخواهم غواصی شوم که از غرق شدن در این دریا لذت ببرد.... میخواهم به جزیرهای برسم اما نه با شنا بلکه با غواصی... ----------- پ.ن1: خیلی از ترسها و تردیدهایم رفع شدهاند. پ.ن2: خیلی مایلم آهنگ وبلاگ را تغییر دهم اما متاسفانه زدم برنامهی اسدبلیواف کن را پاک کردم و دیگر ندارمش، از دوستان تقاضا میشود که وبلاگ صاحاب را یاری نمایند! پ.ن:3: فارست گامپ عنوانی است که برای پستهایی برگزیدهام که میخواهم در مورد تصمیمی خاص یا لحظهای تاریخی (احتمالا در فضای شخصی خودم!) بنویسم. چرا فارست گامپ؟ وبلاگصاحاب است دیگر! |
|
+ نوشته شده در
2008/12/30ساعت 21:46 توسط شبیر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
موسیقی:
I'll be home for christmas From: Noel By: Josh Groban To: My homesickness |
|
RSS
|