![]() |
![]() |
|
| Δε φεύγω αν δε φύγουμε μαζί |
|
+ Have you heard the song Hush Hush by pussy cat dogs? - dolls albate? + ahan, man hamishe eshtebah mikonam because of cat - :O |
|
+ نوشته شده در
2009/11/8ساعت 0:36 توسط شبیر |
|
|
چیزای خوبی که تو زندگی هستن، چیزایی هستن که من نخواسته بودم، مثل پدر و مادر...
یا مثل تو و بعضی دوستان خوبه دیگه... (با کمی تلخیص) |
|
+ نوشته شده در
2009/10/29ساعت 9:22 توسط شبیر |
|
|
سلام علیکم جناب آقای محمود احمدی نژاد
رییس جمهور محترم و مردمی نژاد من یک تشکر به شما بدهکارم یک سپاس گذاری به شما بدهکارم شاید هم باید بر دستانتان بوسه بزنم چون انگار شما این ژست را خیلی دوست دارید و از دیگران به همین روش قدردانی می کنید... آقای احمدی نژاد سال ها همواره از خودم می پرسیدم که شور سیاسی چیست؟وقتی پدر و مادر هایمان می گفتند در تظاهرات ها و راهپیمایی های سال های پیش از انقلاب چگونه با هیجان شعار می دادند سرود می خواندند و یا تراکت و پوستر پخش می کردند نمی فهمیدم چه می گویند. چیزی که دیروز در خیابان های تهران آن را یرای اولین بار حس کردم. حس خوب همبستگی اتحاد و همدلی. من راهپیمایی کم شرکت نکردم از وقتی یادم است در راهپیمایی های22 بهمن بوده ام و در نماز جمعه و روز قدس هم شرکت کرده ام اما حسی که دیروز به دست آوردم را هیچ گاه تجربه نکرده بودم نمی دانید که چقدر به ما خوش گذشت و من لحظه لحظه آن را مدیون شما هستم... حتی اگر شال های سبز به دوشان را "دجال"بدانید. حتی اگر در ذهن عوام این موج سبز را نمادی از بی بند و باری جا بیندازید.. از شما ممنونم چون مناظره هایی که از صدا و سیمای شما پخش شدبرای من مثل کلاس درس بود. از آن ها آموختم که چگونه باید صبر کرد سکوت نمود و به معنای این آیه آسمانی رسیدم که:"اذا خاطبهم الجاهلون قالو سلاما" درس تسلط بر خویشتن، مرعوب نشدن، نگاه پر صلابت داشتن و خشم در لحظه ای که باید خشم گرفت و فریاد زد :"من یک انقلابی ام"یا با نگاهی پر صلابت گفت:"شما تاریخ را فراموش کرده اید ما در دوران جنگ کشور را اداره کرده ایم" و یا با سادگی هر چه تمام تر گفت:"ننجون من هم تورم را می فهمد.." از شما متشکرم چون نظر من را نسبت به خیلی چیزها عوض کردید. نسبت به آدم هایی که من اصلا نمیشناختمشان و آنجا که با شما مناظره کردند شخصیت واقعی شان برایم مفهوم پیدا کرد... روحیه انقلابی یک نخست وزیر ،صلابت و صبر یک فرمانده جنگ و سادگی و دل بی ریای یک روحانی را.... کلاس درس مناظره های صداو سیمای شما را با هیچ چیز عوض نخواهم کرد. در این چند روز این قدر مطالعه کرده ام ،این قدر آمارهای بانک مرکزی و ساختار اقتصادی کشور را بالا و پایین کرده ام، این قدر جزوه آمار خواندم تا منحنی جینی را بفهمم که شب ها همش خواب انتخابات می بینم. احساس می کنم قبلا چیزی نمیدانستم شاید هم چون در هیچ دوره ای این قدر صریح درگیر انتخابات نبودم... اکنون می دانم که اگر یک صده قبل مردم از جهل شان نسبت به باکتری و ویروس و میکروب، بیماری را ناشی از جن و آل و این چیزها میدانستند و حاضر نبودند که به پزشک مراجعه کنند، امروز دردشان این است که از ارقام و آمار و نمودارو اکسل و اینترنت سر در نمی آورند و حاضر نیستند که بروند و اندکی مطالعه کنند تا تصمیم درست بگیرند، یک روایت دجال و یاران سبز پوشش برای آن ها کفایت می کند، یک لفظ دکتر برای آن ها حجت است و خلاصه که من تازه دارم دردهای جامعه را عمیق تر می بینم و زبان توده مردم را می فهمم... نتیجه این انتخابات هر چه باشد مهم این است که از آن درس ها بیاموزیم و تجربه مان را به حساب ذخیره ذهنمان بسپاریم برای آینده ای که چندان هم دور نیست...فقط 4 سال دیگر اما باز هم از شما متشکرم آقای احمدی نژاد من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق.......... نوشتهی: مریم عظیمزاده (با اجازهی نویسنده منتشر گردید) |
|
+ نوشته شده در
2009/6/9ساعت 22:37 توسط شبیر |
|
|
(در هنگام مناظرهی موسوی و احمدی نژاد)
من استرس دارم در حد بازی ایران-استرالیا!!!! |
|
+ نوشته شده در
2009/6/5ساعت 12:58 توسط شبیر |
|
|
have you ever take a close look at your facebook friends list? |
|
+ نوشته شده در
2009/4/7ساعت 1:38 توسط شبیر |
|
|
...
من جواب خوبی برای تو ندارم اما یک چیز رو خوب میدونم: با هیچ کس ازدواج نکن تا وقتی که مطمئن شی که بزرگ شدی و میتونی خلوت اون ( و البته خودت) رو حفظ کنی در غیر این صورت شکست میخوری |
|
+ نوشته شده در
2009/4/6ساعت 1:13 توسط شبیر |
|
|
ولی جدا (انجام هر کاری) هر چیزی حس میخواد... یا جبر!
|
|
+ نوشته شده در
2009/3/11ساعت 10:9 توسط شبیر |
|
|
اگر خواستی با کسی ازدواج کنی بایستی یادت باشه که معادلهی یک ازدواج روی کاغذ نباید غلط باشه... تازه اگر معادلهاش درست بود میتونی وارد یه رابطه بشی!
|
|
+ نوشته شده در
2009/1/26ساعت 9:13 توسط شبیر |
|
|
دوستی داریم که هماکنون مشغول زندگی در فرنگستان است.
این دوست عزیز بنده هرگاه پریرویی یا سیماندامی میدید میفرمود: "بانوی شایستهایست!" این دوست ما چندی پیش با دوستی دیگر مشغول قدم زدن در جایی نزدیک نیویورک گویا مهپیکری میبیند و با خیال راحت به دوستش میگوید: "بانوی شایستهایست"! و در این هنگام "بانو" برمیگردد! خداییش چقدر احتمال داره که در ینگه دنیا شما یه دختر ببینی و بگی "بانوی شایستهایست" و از قضای روزگار آن دختر ترک از آب در بیاید و نامش "بانو" باشد! ---------------- پینوشت: وبلاگصاحاب به خاطر دهان لقیاش و این موضوع " و چنین گفت دوست من" به احتمال به زودی دوستی نخواهد داشت که از او نقل قولی کند! وبلاگصاحاب در همین جا از همهی دوستان تقاضا میکند که با او بیشتر سخن بگویند! |
|
+ نوشته شده در
2009/1/19ساعت 3:13 توسط شبیر |
|
|
- خيلي از فيزيكدونها در سال هاي آخر زندگيشون دوباره به خداباوري برگشتن...
+ به نظرم دكتر فيزيكدونها هم مثل لاتها ميمونن كه آخر عمري توبه ميكنن! |
|
+ نوشته شده در
2009/1/16ساعت 0:17 توسط شبیر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
موسیقی:
I'll be home for christmas From: Noel By: Josh Groban To: My homesickness |
|
RSS
|