![]() |
![]() |
|
| I just want to know what Truth is |
|
|
+ نوشته شده در
2009/12/20ساعت 6:36 توسط شبیر |
|
|
واژهی عسل حقیقت عسل نیست. شما میتوانید ساعات طولانی دربارهی اصل بحث و بررسی کنید، اما تا زمانی که مزهی آن را نچشید، حقیقت عسل را نمیشناسید.[...] مشابه عسل واژهی خدا است. شما میتوانید تا آخر عمرتان دربارهی خدا بحث و بررسی کنید، اما آیا این بدان معناست که شما آگاه یا حتی قادر به درک حقیقتی که این واژه به آن اشاره میکند هستید؟ حقیقت اینست که شما فقط وابستگی وسواسی به علامت راهنمایی یا یک ایدهآل ذهنی دارید. برعکس این مطلب هم صادق است [...]، اگر شما نسبت به واژهی خدا تنفر داشته باشید، که این خودش نشانهی وابستگی منفی است، شاید که نه تنها واژه که مفهومی را که در ماورای این واژه وجود دارد انکار کنید. شما، خودتان را از امکان تجربهی این حقیقت باز خواهد داشت. لذت حضور یا اقتدار اکنون اکهارت تلی |
|
+ نوشته شده در
2009/12/14ساعت 2:6 توسط شبیر |
|
لذت حضور یا اقتدار اکنون اکهارت تلی |
|
+ نوشته شده در
2009/12/14ساعت 1:51 توسط شبیر |
|
|
" رها شدن از زمان یعنی آزاد بودن از نیاز روانی به گذشته برای تعیین هویت و آزاد بودن از آینده برای تکاملتان."
اکهارت تلی |
|
+ نوشته شده در
2009/12/4ساعت 23:4 توسط شبیر |
|
|
طبق آمار بیش از پنجاه میلیون انسان برای رسیدن به اهداف کمونیستی، و اینکه "دنیای بهتری" ساخته شود، در روسیه، چین و سایر کشورها به قتل رسیدند.
این مثال هولناکی است از اینکه چگونه اعتقاد به بهشت آتی، جهنمی حاضر میآفریند. لذت حضور یا اقتدار اکنون اکهارت تلی ترجمه: دلآرا قهرمان، فرحناز حیدری انتشارات سخن |
|
+ نوشته شده در
2009/11/21ساعت 1:20 توسط شبیر |
|
|
"آینده همان اکنونی خیالی و یا پروژه ای ذهنی است. زمانی که آینده می اید در حقیقت اکنون است که فرا می رسد. گذشته و آینده دارای حقیقتی واضح نیستند. همانطوری که ماه از خودش نوری ندارد ولیکن می تواند نور خورشید را بازتاب دهد در نتیجه گذشته و آینده فقط بازتابی کم رنگ از نور و اقتدار و حقیقت زمان حال هستند. مانند نور ماه گذشته و آینده نیز حقیقت شان را از "اکنون" وام می گیرند!"
|
|
+ نوشته شده در
2009/11/18ساعت 23:44 توسط شبیر |
|
|
"یکی دیگر از وجوه رنج احساسی که بخشی از ذات ذهن خودخواه است، حس عمیقی از کمبود و یا عدم تمامیت و عدم کمال است. در بعضی افراد ، این امر آگاهانه و در سایرین ناآگاهانه است. اگر آگاهانه باشد، بهصورت آشفتگی و حس دائمی بیارزش بودن یا به آندازهی کافی خوب نبودن در آنها بروز میکند اگر ناآگاانه باشد، فقط به صورت وسوسههای شدید، خواستهها و نیازهای بیریشه، احساس خواهد شد. در این موارد اغلب افراد برای پر کردن این حفره که در درونشان احساس میکنند بهطور غیر ارادی به دنبال جلب رضایت خویشتن خواهند بود. نتیجتا در پیمالکیت، پول، موفقیت، قدرت، شهرت، یا رابطهی خاص عاطفی تلاش میکنند، بدین طریق آنها میتوانند دربارهی خودشان احساس بهتر داشته باشند یا احساس تکامل کنند. زمانی که به همهی این چیزها دست مییابند، بزودی متوجه میشوند که حفره هنوز در درونشان وجود دارد، حفرهای که بیانتهاست!"
|
|
+ نوشته شده در
2009/11/17ساعت 15:2 توسط شبیر |
|
|
Keep the strengths that you have and find other avenues to explore! |
|
+ نوشته شده در
2009/10/25ساعت 22:22 توسط شبیر |
|
|
سلام علیکم جناب آقای محمود احمدی نژاد
رییس جمهور محترم و مردمی نژاد من یک تشکر به شما بدهکارم یک سپاس گذاری به شما بدهکارم شاید هم باید بر دستانتان بوسه بزنم چون انگار شما این ژست را خیلی دوست دارید و از دیگران به همین روش قدردانی می کنید... آقای احمدی نژاد سال ها همواره از خودم می پرسیدم که شور سیاسی چیست؟وقتی پدر و مادر هایمان می گفتند در تظاهرات ها و راهپیمایی های سال های پیش از انقلاب چگونه با هیجان شعار می دادند سرود می خواندند و یا تراکت و پوستر پخش می کردند نمی فهمیدم چه می گویند. چیزی که دیروز در خیابان های تهران آن را یرای اولین بار حس کردم. حس خوب همبستگی اتحاد و همدلی. من راهپیمایی کم شرکت نکردم از وقتی یادم است در راهپیمایی های22 بهمن بوده ام و در نماز جمعه و روز قدس هم شرکت کرده ام اما حسی که دیروز به دست آوردم را هیچ گاه تجربه نکرده بودم نمی دانید که چقدر به ما خوش گذشت و من لحظه لحظه آن را مدیون شما هستم... حتی اگر شال های سبز به دوشان را "دجال"بدانید. حتی اگر در ذهن عوام این موج سبز را نمادی از بی بند و باری جا بیندازید.. از شما ممنونم چون مناظره هایی که از صدا و سیمای شما پخش شدبرای من مثل کلاس درس بود. از آن ها آموختم که چگونه باید صبر کرد سکوت نمود و به معنای این آیه آسمانی رسیدم که:"اذا خاطبهم الجاهلون قالو سلاما" درس تسلط بر خویشتن، مرعوب نشدن، نگاه پر صلابت داشتن و خشم در لحظه ای که باید خشم گرفت و فریاد زد :"من یک انقلابی ام"یا با نگاهی پر صلابت گفت:"شما تاریخ را فراموش کرده اید ما در دوران جنگ کشور را اداره کرده ایم" و یا با سادگی هر چه تمام تر گفت:"ننجون من هم تورم را می فهمد.." از شما متشکرم چون نظر من را نسبت به خیلی چیزها عوض کردید. نسبت به آدم هایی که من اصلا نمیشناختمشان و آنجا که با شما مناظره کردند شخصیت واقعی شان برایم مفهوم پیدا کرد... روحیه انقلابی یک نخست وزیر ،صلابت و صبر یک فرمانده جنگ و سادگی و دل بی ریای یک روحانی را.... کلاس درس مناظره های صداو سیمای شما را با هیچ چیز عوض نخواهم کرد. در این چند روز این قدر مطالعه کرده ام ،این قدر آمارهای بانک مرکزی و ساختار اقتصادی کشور را بالا و پایین کرده ام، این قدر جزوه آمار خواندم تا منحنی جینی را بفهمم که شب ها همش خواب انتخابات می بینم. احساس می کنم قبلا چیزی نمیدانستم شاید هم چون در هیچ دوره ای این قدر صریح درگیر انتخابات نبودم... اکنون می دانم که اگر یک صده قبل مردم از جهل شان نسبت به باکتری و ویروس و میکروب، بیماری را ناشی از جن و آل و این چیزها میدانستند و حاضر نبودند که به پزشک مراجعه کنند، امروز دردشان این است که از ارقام و آمار و نمودارو اکسل و اینترنت سر در نمی آورند و حاضر نیستند که بروند و اندکی مطالعه کنند تا تصمیم درست بگیرند، یک روایت دجال و یاران سبز پوشش برای آن ها کفایت می کند، یک لفظ دکتر برای آن ها حجت است و خلاصه که من تازه دارم دردهای جامعه را عمیق تر می بینم و زبان توده مردم را می فهمم... نتیجه این انتخابات هر چه باشد مهم این است که از آن درس ها بیاموزیم و تجربه مان را به حساب ذخیره ذهنمان بسپاریم برای آینده ای که چندان هم دور نیست...فقط 4 سال دیگر اما باز هم از شما متشکرم آقای احمدی نژاد من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق.......... نوشتهی: مریم عظیمزاده (با اجازهی نویسنده منتشر گردید) |
|
+ نوشته شده در
2009/6/9ساعت 22:37 توسط شبیر |
|
|
"حقیقت نمیتواند ناقص باشد و هر آنچه که ناقص است غیر حقیقی است. نتیجهای را که میخواهیم فردا تغییرش دهیم در واقع حقیقی نیست، حتی امروز! بلکه به ظاهر حقیقی مینماید. فقط آن چیزی میتواند حقیقی باشد که هرگز احتیاج به تغییر آن نداریم. از این رو آنچه که علم به عنوان حقایق ارائه میکند حقیقتا غیرواقعیاند و براساس دانشی قرار دارند که تا آن زمان برایشان حاصل شده و پس از کسب دانش بیشتر آن نتیجهها نیز به تغییر دوبارهای نیازمندند...."
خواندن این جملات اوشو انسانی را که قرار است "دانشپیشه" شود به فکر فرو میبرد. |
|
+ نوشته شده در
2009/5/12ساعت 0:4 توسط شبیر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
موسیقی:
عارف 2 روز دنیا ------------ جملهی زیر عنوان از Thomas Kuhn میباشد. http://sites.google.com/site/shoberator/Home |
|
RSS
|