تبليغاتX
+AB
Δε φεύγω αν δε φύγουμε μαζί
در باب اعجاب این فرهنگ همین بس که ...

در طولانی ترین شب سال٬ جشن پیروزی نور بر تاریکی را برگزار می کنند!

آری بایستی دانست که گر چه شب دراز است ولی پایانش همیشه سپید است و به قول ملک الشعرای بهار:

جز انتظار و جز استقامت

وطن علاج دگر ندارد.

این تصنیف های بدیع زاده هم شنیدن دارد!

+ نوشته شده در  2006/12/21ساعت 19:15  توسط شبیر | 
"آخرین کسی که مرا درک می کند

فردا (!) زادگاه مرا ترک می کند"(۱)

کوروش٬ مهران٬ بهار٬ کیان٬ کاوه٬ نسیم٬ نیما٬ نیما٬ شایان ... از جمله دوستانی بوده اند که در این سال های نه چندان طولانی عمرم رخت از دیار بر بسته اند و اکنون همگی در آمریکای شمالی مشغول گذران عمر هستند.

این لیست بلند٬ هر روز دارد بلندتر می شود و فردا باید آرمین را هم به انتهای این لیست اضافه کنم.

با آرمین در اولین روز دبستان دوست شدم٬ دبیرستان و دانشگاه هم با هم بودیم٬ یاد کانون علمی به خیر آن جا هم با هم بودیم.

با توجه به ۲۲-۲۳ ساله عمری که داشته ام فکر می کنم ۱۶-۱۷ سال رفاقت زمان زیادی باشد (آن هم رفاقتی پایدار).

تازه این لیست در پایان امسال بسیار طولانی تر خواهد شد!

اما سهم من چیست؟

سهم منی که با کسی دوست نمی شوم٬ بلکه دوست انتخاب می کنم؟

هر آنکه رسم سفر می نهاد اول بار

چگونه ریشه برید از دیار و رشته ز یار

بر آن سرم که گر اشکم مدد کند ناچار

به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار

که از جهان ره و رسم سفر براندازم!(۲)


تمرین دوم برنامه را انجام دادیم:

۴ تصنیف از ۵ تصنیف آماده شد. (البته این تمرین با حضوری جمعی از علما انجام شد.)

تصنیف ها یا غمگین هستند یا یک غم در پس زمینه ی آن ها وجود دارد که عیان نیست و یا مردم را یاد یکسری خاطره ی غمگین از شکست های عشقی (بخوانید لگد عشقی!) می اندازد!

پیر و جوان هم ندارد٬ برای همه برنامه ریزی شده!


خبرهای خوب هم البته هست٬ از جمله اینکه مقاله accept شد.


۱- مریم حیدرزاده

۲- حسین منزوی

+ نوشته شده در  2006/12/20ساعت 9:44  توسط شبیر | 
دوست دارم زمزمه کنم غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت/پیاده آمده بودم٬ پیاده خواهم رفت!

و آرام آرام چشم ببندم٬ و صبح ....

چه می گویم ...دیگر صبحی را نبینم!

آری شاید این نفس های آخر است....

شاد زیید.

+ نوشته شده در  2006/12/18ساعت 23:29  توسط شبیر | 
منتظر بودم تا باز مثل همیشه انتخابات تا ساعت دوازده تمدید شود که نشد!

رفتم پشت در دیدم که رینگ تعطیل است! گفتم مشت ها را در دور بعد می زنیم! انشاالله


خلاصه داستان: "چه کسی امیر را کشت؟" درباره‌ی يک قضاوت جمعی‌ست درباره‌ی فرد. قضاوت‌هايی که فردانيت فرد را زايل و آن رادر خود حل می‌کند و اگر فرد بخواهد مقاومت کند، توسط جمع حذف می‌شود.
داستان درباره‌ی فردی‌ست که از خرافات، لمپنيسم، شبه روشنفکری، سياست‌زدگی و عوام‌زدگی خسته شده و می‌خواهد فارغ از همه‌ی آنها جايی و يا مأمنی بيابد.

***
امير کشته شده و تمامی بستگان و دوستانش از ابتدا به نيکی از او ياد می‌کنند، کمی بعدتر از صفات بدش می‌گويند و کمی بعدتر از تنفرشان به او. و سرانجام همگی به قتلش اعتراف می‌کنند.
دوربين ناظری‌ست بر کند و کاو شخصيت‌های داستان. در پايان امير زنده است و در اثر يک اتفاق از مرگ نجات يافته. نزديکانش حتی جسد او را نيز نتوانسته‌اند درست شناسايی کنند.

نهایت اینکه می توانید بشنوید که کارگردان از این تجربه ی جدید چه می گوید!


مژدگانی ای خیابان خواب ها می رسد ته مانده ی بشقاب ها!

عکس حزن انگیزی است!

عکسهای برتر جهان از دیدگاه تایم!


 

+ نوشته شده در  2006/12/17ساعت 9:5  توسط شبیر | 

"اگر به خودت اعتقاد نداشته باشی٬ کس دیگری هم به تو معتقد نخواهد شد!"

فرزان یک مدل بین المللی است که سال ها پیش به همراه خانواده اش از ایران به سوئد مهاجرت کرد.

او متولد تیر ماه است و با قد ۱۸۴ سانتیمتری و وزن ۷۴ کیلویی تا کنون با برندهای زیادی هم کار کرده است.

در سال ۲۰۰۶ برنده ی بریدال شوی آفریقای جنوبی شد (به عنوان بهترین مدل)

احتمال دارد که او را در Fashion shows یا حتی مثلا در تصاویر تبلیغاتی هاکوپیان دیده باشید.

به هر حال در اینجا قصد معرفی کردن او را به طور کامل ندارم٬ اما یک سوال برایم مطرح است...!

فکر می کنید اگر قرار بود رای دهد٬ به چه کسی رای می داد ؟!

+ نوشته شده در  2006/12/17ساعت 8:46  توسط شبیر | 

فکر می کنید اگر این شخص مجبور باشه که رای بده٬ این رای رو فردا به کی می ده؟

 

+ نوشته شده در  2006/12/14ساعت 22:43  توسط شبیر | 
به "احتمال" فراوان "ترادیسی" هم حاصل خواهد شد!

 این رمزی است بین من و این بچه ها که به دست خود آن ها نیز گشوده می شود.

می بینید که همچنان ابهام رمز ماندگاری معناست!

وبلاگ گروهی تراگویی

+پ.ن:تصمیم به کاری گرفته ام٬ انجامش خواهم داد!

++ پ.ن : ترادیسی معادلی است برای Trans Form

--- چه ساده بغض می کند این موجود جدید... قدری دل نازک شده ام؟ شاید!.. ناراضی نیستم!

--------------------------------------------------------------------------------

فیلمی از ماجراهای پلی تکنیک به دستم رسیده از یک ایمیل از طرف یکی از خوانندگان بلاگ فعلا در انتشار آن تردید دارم!

 

+ نوشته شده در  2006/12/14ساعت 22:16  توسط شبیر | 
۱-

ظریفی می گفت:

خوشترین روزگار وقتی بود که "عهد حجر" نام گرفته٬ چون بدون شک مردم به جای پول

با سنگ معامله می کردند و هیچ صاحبخانه ای جرات نداشته برای وصول اجاره خانه

مزاحم مستاجر شود!

۲-

آغاز فصلی جدید در ایران!

بدون شرح!

 

+ نوشته شده در  2006/12/14ساعت 11:24  توسط شبیر | 
در حال حاضر به شدت با بلاگ خود حال می کنم!

خود پالایی من به بلاگ پالایی هم رسید!

+ نوشته شده در  2006/12/12ساعت 20:24  توسط شبیر | 
فکر می کنم زیباست که انسان گاه گاهی شروع به خود پالایی کند.

خود را نقد کند و باورهای خود را (منظورم اعتقادات و مذهب و... نیست!) تغییر دهد.

ببیند که این من امروز کیست؟ و پس از بررسی موشکافانه یک "من" برای آینده اش طراحی کند!

فکر می کنم اکنون زمانی است که می خواهم این کار را انجام دهم.

به همین دلیل دوست دارم :

۱-کسانی که مرا کاملا می شناسند.

۲- کسانی که مرا تنها به صورت اینترنتی می شناسند.

۳- کسانی که تنها خواننده ی بلاگ من هستند!

۴- غیره...!

هر چه می دانند به من بگویند...

به نظر شما این شبیر کیست؟

نکات مثبتش چیست؟ منفی هایش را موشکافانه تر بگویید...

فکر می کنم که انسان باید با حفظ خوبیها٬ بدیهایش را دور بریزد...!

 

+ نوشته شده در  2006/12/11ساعت 22:7  توسط شبیر | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
موسیقی:
Grown men don't cry

Tim McGraw

One of my all time favorite voices
Emmy winner

پیوندهای روزانه
ای از عشق پاک من همیشه مست- گلپا
گله (مهیار شادروان)
I Dreamed a dream
You are loved (josh groban)a
مینا ( مرجان و مهسا)
Canon_in_D_Major
Everything is beautiful in its own way(Willie Nelson)a
Wonderful tonight(clapton)1
Broke back Mountain
Celtic legend
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
مرداد 1384
تیر 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
آرشیو موضوعی
در جستجوی زمان از دست رفته
شعرهایم به تو مربوط شدند (اشعار)
از هر دری سخنی گفته‌ایم و خرسندیم!
جملات کوتاه دیگران
کتاب
روزانه‌های وبلاگ‌صاحاب
درد دل
برند
پاد روزمرگی
علمی
ادبی
هنری
مينيمال
آنچه همه به شما نمی‌گویند
غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست
بیایید وبلاگ صاحاب رو بیشتر بشناسیم
و چنین گفت دوست من
گفته از من نه و گویا که بزرگان گفتند
فارست گامپ
Let's figure this out
پیوندها
یک مگا پیکسل
فروغ
از زندگی
بهنود
پرشین مدلاگ
هويج
يك پزشك
پینک فلویدیش
معروفی
اعترافات نه چندان خصوصی
سلمان
شجریان
رمز آشوب
داستانگو
افکار
A man called old fashion
غلاف تمام فلزی
Daisy
پاگرد
بعد کیهانی
آن سوی دیوار ( اسراییل )
یادداشتهای یک تبعیدی عصبانی
مسير يك ذره
خواب بزرگ
A beautiful revolution
فوتوبلاگ سیاوش
اکونومیست (مجله‌ی)
NAAAZZZYYY
mister blackboard
دنیای کوچک آقای اوف
The silent corner of miss Green
حلاج‌وشان
Diesel Design
بایرامعلی د گریت
Hajiagha
مرا زندگی کن (ندا-مسعود)
پرنیان
يك نفس تا صبحدمان
z-factor
Tête-à-tête
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Free counter and web stats