تبليغاتX
+AB
Δε φεύγω αν δε φύγουμε μαζί
لطفا اگر حوصله هم ندارید مطلب قبلی را بخوانید تا بدانید که ۲۹ بهمن روز عشقه!

 

وقتی می گم دوستش دارم کی پرسی چرا ؟
می گم احترامم نسبت بهش کم نشده که هیچ بیشترم شده ...میگی چرا؟

می گم آثارشو دوست دارم ( البته دروغ می گم چون دلیل دوست داشتنم فقط این نیست)

می گی ۱۰۰۰ تا نویسنده ی بهتر داریم!

بابا آدمی که به خاطر یه کامنت میون ۱۰۰۰ تا مشکل و کامنت و دشنام و ... یه تشکر ازت بکنه!

آدمی که از صفر شروع کنه و حالا تو این مدت صاحب خیلی چیزا بشه ( و تازه هنوزم ایرانی بمونه! ) آدمه دوست داشتنی و قابل احترامی نیس؟

یه تاریخ نویس غربی میگه : در سرتاسر مرزهای بین اروپا و آسیا یک سرباز ایرانی تمام قد خوابیده که اگر چنین نبود غرب ٬شرق را بلعیده بود!

به نظرت امروز این سربازا امثال معروفیها و نادریها و مبشرها و سمیعیها نیستند؟

یه ذره فکر کن!

+ نوشته شده در  2006/2/16ساعت 20:54  توسط شبیر | 

كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!


جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند!

+ نوشته شده در  2006/2/16ساعت 20:38  توسط شبیر | 
 

يک نامه بی نشانه هم کافی بود

يک بيت ز يک ترانه هم کافی بود

شايد به عيادت دل بيمارم

آوردن يک بهانه هم کافی بود

 

آن نامه بی نشانه هم پيشکشت

تک بيت همان ترانه هم پشکشت

تنها لب بام خاطراتم بنشين

برچيده يک دو دانه هم پيشکشت

+ نوشته شده در  2006/2/14ساعت 22:31  توسط شبیر | 
به زودی یه سری دیگه از اسرار ملکه رو بهتون میگم!


انرژی هسته‌ای مدرن نيست
هفتاد سال از انسانيت عقب است
دود مدرن نيست
ماه نخشب مدرن بود
خلفا به آن حمله کردند
به خاکش کشيدند
تاريکی
جهان‌شان را قورت داد
و نعره ‌کشيدند:
«مشعل‌ها را بيفروزيد!»
مشعل‌ها اما جز دود
ارمغانی برای پنجره‌‌ی ما نداشت
اين چيزها يادت هست؟

 

این شعر از عباس معروفی است ٬ خود می گوید شاعر نیست! باور کنید استاد است از معدود افرادی که برایم در این دور " گردون " محترم است ٬ اون گوشه وبلاگم که لینک داره رو نگاه کلیکی کن که با این کارت اگر او را نمی شناسی ( برایت متاسفم ) با استاد آشنا شوی ٬ در وبلاش لینک به آخرین اثرش داده ...برو کتاب فروشی سمفونی مردگان یا پیکر فرهادش را بخر و بخوان !

اگر اهل کتاب نیستی ( دیگه واقعا واست متاسفم ) لا اقل یکبار به وبلاگش برو آهنگ زیبای پس زمینه وبلاگش هم که شده مسخت می کند ( آینه در آینه - اشپیگل در اشپیگل) قول می دهم مدتها بیایی و آن صفحه را بخوانی.

 

از مارکز خوشم می آید ( واقعا عجیب توصیفی از مرگ دارد ٬ اگه گفتی تو کدوم داستان؟) از چند تا از کارهای کوییلو هم خوشم می آید هر چند که خیلی هم نظراتش بدیع نیستند!

سلینجر برآیم رویای عجیبی است ٬ داستانهایش را دوست دارم و شاید جالبترین نظر را راجع به تحصیل علم داره ( ناتور دشت) !

میلان کوندرا برایم قابل احترام است این طرز شکستن مرزها و قالبهایش برایم جذاب است واقعا زندگی اینجا که نیست!

و در آخر ( اما نه در اولویت آخر) برایم بولگاکف است ... این بشر بسیار توصیه می شود ....

به نظرم شاید پایانهایی گیرا و فوق العاده نداشته باشد اما داستانهایش بسیار گیراست مهمتر اینکه عجب توانسته زیبا مقصودش را در پوشش بیان کند!

خواندن آندره ژید توصیه می شود !

از آنتوان دو سنت اگزوپری فقط دو کتاب خواندم ٬ پرواز شبانه و شازده کوچولو ٬ دوستش دارم همین!

+ نوشته شده در  2006/2/13ساعت 22:13  توسط شبیر | 
2
اگه مطلب دو تای قبل رو نخوندی اول اوونو بخون واسه خودت میگم!

 

خوب ٬ می خوام برات یه رازی فاش کنم ! ...سعی کن جنبه داشته باشی ...

می خوام این رازو به هیچ کس نگی مگه اینکه واقعا دوستش داشته باشیa

چند وقت پیش داشتم با ملکه حرف می زدم ٬ همه حرفا رو نمی تونم بهت بگم چون حتی تو هم به عقلم شک می کنی٬

اصل موضوع سر یه فرشته است! ببین بیا رو راست باشیم اگه فکر می کنی شیزوفرنیم می تونی خیلی سریع گوشه سمت راست -بالای مونیتورتو نگاه کنی ٬ اونجا یه ضربدر هست روش کلیک کن!a

ملکه می گفت : هر آدمی که بدنیا می آد یه فرشته ی نگهبان داره ٬ و راه به راه این فرشته کمکش می کنه و مراقبشه!ی دونم الان دیگه بزرگ شدی و یادت نمی یاد ولی تا حالا دیدی بچه ها با مخ میرن تو دیوار  یا می خورن زمین بعدش ناگهان شلیک خنده رو سر می دن ؟ ...اگه دیدی فکر کنم راحتتر فرشتت یادت بیاد)

حالا این فرشته مدام کمکت می کنه تا بتونی بزرگ بشی ( ولی میدونی یه وقت بهت برنخوره ها ٬ولی ما آدما با در نظر گرفتن جمیع جوانب موجوداته گهی هستیم!) وقتی بزرگ می شیم این فرشته رو می کشیم یا اگه خیلی باحال و با مرام باشی فراموشش می کنیم!

 

شده تا حالا از زبون یکی یه چیزی بشنوی که خیلی بهت بچسبه یا خیلی بهت اثر کنه و بعدش بگی .. پسر ( من خیلی میگم پسر) چی گفت این بشر .....

اگه اینجوری شدی خوشحال باش ٬واقعا بهت تبریک می گم : هنوز فرشتت زنده است! البته فراموشش کردی واسه همینم  اون مجبوره که از زبون یکی دیگه راهنماییت کنه!

حالا اگه سعی کنی دوباره باهش دوست بشی و مثل بچگیهات باورش کنی ٬می تونی خیلی چیزاتو به خودش بسپاری! آره باور کن!

البته دو تا شرط داره!

اول اینکه باورش کنی دوم اینکه هیچ وقت دروغ نگی !

راستی یه چیزه دیگه : اگه تا حالا یه بلایی سرت اومده و بخیر گذشته ...بدون ....خیلی به فرشتت بدهکاری!!

 

وقت خوش!

+ نوشته شده در  2006/2/8ساعت 21:21  توسط شبیر | 
ازم می پرسی چرا ریش نمی زنی؟ گیر سه پیچ می دی که و چرا وچرا و چرا؟؟!!

د.م تو هم می پرسی  دانشکده با تو چیکار کرده که اون شادی بی خیالی که تو چشمات بود٬ دیگه ازشون ری نیست!

راستش انصاف نیس همه چیزو بندازیم گردن رشته ٬ دانشکده و دانشگاه .

آخه خودت قضاوت کن آدم یه سایت خبری بره دیگه می تونه شاد و بی خیال به زندگی ادامه بده؟

به خدا یکساله که از هم پاشیدم ...باور کن مدتهاست پژواک این شعر تو تمام وجودم خنیدن گرفته ...

کرکره های سرزمین مادری را پایین بکش

این خاک عاقبت به خیر نخواهد شد!

خودت بگو ..نه خودت راحت بگو وقتی  تو هوای این خاک بوی تعفن جنگ به مشام می رسه ٬ مگه میشه شاد بود!

مگه می تونم بی خیال باشم!  اخلاق گند خودمو که می شناسم ٬ یه تیر در بشه٬ از کوروش تا یزدگرد سوم رو بیاد میارم ٬ کتیبه هاشون یکباره جلوی چشمام رژه می ره و پا می شم میرم که مفت بمیرم!

 ( الان مدتی که گنگی خواب دیدم ٬باور کنن بوی خوشی نمیاد از این خوابهای آشفته!)

آقایان وقتی اهواز ترکید گفتند بمبها لهجه ی انگلیسی داشت! به درک!!!

بمبهایی که فردا روی سروکله مان میریزند ٬ بمبهایی که باهاش خانه خرابم می کنند ٬ عشقم را نابود می کنند ٬ آینده رو سیاه می کنند ٬ چه لهجه ای خواهند داشت؟ لااقل امیدوارم لهجه ی فارسی نداشته باشن!

امیدوارم بمبهای شیمیایی ٬ به جای بوی فریبنده عطر٬ بوی عفن حماقت رو تو مخم فرو کنم !

+ نوشته شده در  2006/2/5ساعت 22:6  توسط شبیر | 

La petite princesse

هیچ تا حالا شده با یه ملکه حرف بزنی ؟ می تونی تصور کنی که یه مدت با یکی همصحبت باشی بعد بفهمی طرف ملکه است! و تازه آدرس قصرشم بهت بده! !

اگه نمی تونی تصور کنی پس حتی نصف حال منو هم درک نمی کنی!

تصمیم گرفتم اگه وقت بشه یه کتاب از این من و ملکه بنویسم از آشنایی از حرفا از........

 ولی خوب قول دادم آدرس قصرشو بهت ندم! پسر می دونم ضد حاله  .ولی خوب قول  قوله و آدم باهاس رو  قولش وایسه بخصوص اگه به یه ملکه قول داده باشی!

راستی یه قول دیگه هم باید بهم بدی ....

اینایی رو که بهت گفتم برا هیچ آدم بزرگی تعریف نکن ٬ فکر می کنن دیوونه ای یا شایدم داری از خط خارج می شی!

 

+ نوشته شده در  2006/2/4ساعت 23:48  توسط شبیر | 

  بازی دوم  second quest       original Da Vinci Quest  :این پاسخهای معماهای راز داوینچیست!

پیشنهاد می کنم اول بازی کنید و بعد نگاه کنید! من این دن براون رو خیلی باهاش حال کردم!

 

  • 1. leonardo
  • 2. the last supper
  • 3. denon
  • 4. go to www.robertlangdon.com
  • 5. click 'contact'
  • 6. send an e-mail to the address given (auto-response)
  • 7. go to www.relic-bay.com as instructed by the email
  • 8. search for 'LSPDV'
  • 9. click the advert to the Zurich bank website
  • 10. enter name 'marie denarnaud'
  • 11. enter account number '1123581321'
  • 12. call 1212-782-9920 for website address
  • 13. go to www.doubleknightbooks.com
  • 14. click 'enter our site' button
  • 15. click 'employee message board' link
  • 16. enter name 'jonas faukman'
  • 17. enter password 'venice'
  • 18. click 'Jonas, I've got the key!' message link
  • 19. click the 'www.robertlangdon.com/secretpage.htm' link
  • 20. enter password 'ankh'
  • 21. enter 'the truth will be told in 2003'
  • 22. call 1212-782-9932 for a message from Dan Brown, the author of 'Da Vinci Code'

و اینجا بازی دوم! second quest:

  • 1. the mona lisa
  • 2. paris
  • 3. the priory of sion
  • 4. kryptos
  • 5. ww
  • 6. is there no help for the widows son
  • 7. masons
  • 8. e pluribus unum
  • 9. click on the left eye of the face of mona lisa (her right, your left).
+ نوشته شده در  2006/2/3ساعت 3:31  توسط شبیر | 

اینی که می بینی با لیزر روی یک پوست تخم مرغ درست شده!!!

+ نوشته شده در  2006/1/23ساعت 23:37  توسط شبیر | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
موسیقی:
Grown men don't cry

Tim McGraw

One of my all time favorite voices
Emmy winner

پیوندهای روزانه
ای از عشق پاک من همیشه مست- گلپا
گله (مهیار شادروان)
I Dreamed a dream
You are loved (josh groban)a
مینا ( مرجان و مهسا)
Canon_in_D_Major
Everything is beautiful in its own way(Willie Nelson)a
Wonderful tonight(clapton)1
Broke back Mountain
Celtic legend
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
مرداد 1384
تیر 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
آرشیو موضوعی
در جستجوی زمان از دست رفته
شعرهایم به تو مربوط شدند (اشعار)
از هر دری سخنی گفته‌ایم و خرسندیم!
جملات کوتاه دیگران
کتاب
روزانه‌های وبلاگ‌صاحاب
درد دل
برند
پاد روزمرگی
علمی
ادبی
هنری
مينيمال
آنچه همه به شما نمی‌گویند
غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست
بیایید وبلاگ صاحاب رو بیشتر بشناسیم
و چنین گفت دوست من
گفته از من نه و گویا که بزرگان گفتند
فارست گامپ
Let's figure this out
پیوندها
یک مگا پیکسل
فروغ
از زندگی
بهنود
پرشین مدلاگ
هويج
يك پزشك
پینک فلویدیش
معروفی
اعترافات نه چندان خصوصی
سلمان
شجریان
رمز آشوب
داستانگو
افکار
A man called old fashion
غلاف تمام فلزی
Daisy
پاگرد
بعد کیهانی
آن سوی دیوار ( اسراییل )
یادداشتهای یک تبعیدی عصبانی
مسير يك ذره
خواب بزرگ
A beautiful revolution
فوتوبلاگ سیاوش
اکونومیست (مجله‌ی)
NAAAZZZYYY
mister blackboard
دنیای کوچک آقای اوف
The silent corner of miss Green
حلاج‌وشان
Diesel Design
بایرامعلی د گریت
Hajiagha
مرا زندگی کن (ندا-مسعود)
پرنیان
يك نفس تا صبحدمان
z-factor
Tête-à-tête
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Free counter and web stats